غروب جمعه است و دلم بی قرار میگردد

شعر کوتاه,شعر,شعر نو,امام زمان,شعر جمعه

غروب جمعه دلم ،بی قرار میگردد،یا امام زمان(عج)

غروب جمعه دلم ، بیقرار می گردد
تمام روح و روان ، گردیارمی گردد
طواف می کند ای ندل، هماره گردجهان
دلم به دست تو زیبا، شکارمی گردد
بهانه می کند این دل،همیشه دیدن تو
تما م ذ کر دلم ، ا نتظا ر می گردد
گهی غمی دل من را،به مشت می گیرد
وجود اقدس تو ، غمگسار می گردد
به جمکران روم و جای پای تو گردم
زخاک پای تو جان ، مشکبارمی گردد
به خویش می نگرم،نادمم زکرده خویش
دلم زدست خودم، شرمسارمی گردد
به داد این دل من،کی رسی امام زمان
خزان،به یک نظر تو ، بهار می گردد
به نام مام عزیز تو حضرت زهرا”س”
قلم، قدم، نفسم، خواستارمی گردد
تبسمی تواگر ، سوی ما حواله کنی
دلم به مرکب لیلی، سوارمی گردد
فرائی” اینهمه حال و مقال ازمولاست
خوشا به حال دلم ، برمدارمی گردد

“عبدالمجید فرائی”

منبع : تبیان

فرستادن دیدگاه


عضویت در خبرنامه
  • 1.در صورتیکه تمایل دارید مطالب سایت به ایمیل شما ارسال شود لطفا ایمیل خود را در کادر زیر بنویسید.
  • 2.از ایمیل شما به هیچ عنوان استفاده تبلیغاتی نخواهد شد.
  • 3.هر شب فقط یک ایمیل برای شما ارسال میشود که هیچ گونه تبلیغاتی نداشته و فقط لینک مطالب جدید داخل آن خواهد بود.
  • 5.بعد از ثبت ایمیل کد فعال سازی به ایمیل شما ارسال میشود حتما روی لینک داخل ایمیل کلیک کنید تا ایمیل شما تایید شود
  • 6.در صورتی که ایمیل خود را تایید نکنید مطالب سایت برای شما ارسال نخواهد شد
  • 4.هر زمان که بخواهید فقط با یک کلیک عضویت شما حذف خواهد شد.


آخریـــن هـــای گـــالـــری عـــکـــس